تبلیغات
کـــــتابخانه بـــــاحال مـــــن - فصل ششم:انتخاب نهایی

فصل ششم:انتخاب نهایی

جمعه 20 شهریور 1394 12:00 ق.ظ

نویسنده : MahdiS :)
ارسال شده در: انـــــتخاب نـــــهایی ،
http://uupload.ir/files/iofi_541655.png
نام داستان:انتخاب نهایی
تعداد فصل:6 فصل
خلاصه داستان:بکلیک
ژانر:باحال،آموزنده و بزن و بزن
-الکساندرا؟
-بله پدر خود من هستم!
خیلی ترسیده بودم.
-تا الان کجا بودی دخترم!
-آخیش. . . آم یعنی مسافرت بودم.

-هرچه سریع تر برگردید.
خیلی استرس داشتم که نکند میخواهد با الکسا دعوا بگیرد.
الکس بیدار شد و بعد شستن دست و صورتش من را به اتاق بقلی برد.
اتاقی که خالی خالی بود.
در را بست و نزدیک شد.
-الکساندرا!تو به پدر چی گفتی؟

-هیچی...
-گفتی که مسافرت هستیم؟
-روی زمین نشستم.
-آره.
کنارم نشست و گفت:
-چرا ناراحتی؟

صورتم را برگرداندم.
سریع گفت:
-وای دیرمون شد!اسباب هایت را جمع کن و الکسا را بیدار کن.

بعدهر کاری که کردیم ، سوار ماشین شدیم.
 ------------------------------------------------
شب بود.لباس هایمان را پوشیدیم و مهمانی را شروع کردیم.
-تولدت مبارک!تولدت مبارک!
الکسا خیلی خوشحال بود.
دور خودش چرخید.

پدر به الکسا هدیه اش را داد.
-یک کلید؟
-کلید اتاقت در شرکت است!

-پدر!
بله!یک پایان خوش است.
-افتخار رقص میدهید؟

-البته آقای الکس!
 ------------------------------------------------
داستان به پایان رسید.



دیدگاهها : :)
برچسبها: انتخاب نهایی ، کتابخانه ی باحال من ، بهترین وبلاگ داستانی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 شهریور 1394 02:28 ب.ظ