تبلیغات
کـــــتابخانه بـــــاحال مـــــن - فصل پنجم:انتخاب نهایی

فصل پنجم:انتخاب نهایی

پنجشنبه 19 شهریور 1394 12:00 ق.ظ

نویسنده : MahdiS :)
ارسال شده در: انـــــتخاب نـــــهایی ،
http://uupload.ir/files/iofi_541655.png
نام داستان:انتخاب نهایی
تعداد فصل:6 فصل
خلاصه داستان:بکلیک
ژانر:باحال،آموزنده و بزن و بزن
-میشود 300 دلار آقا...
-باشه.
-نقدی میپردازید یا کارت میدهید؟
-بفرمایید این هم کارت من!
دلم برایش سوخت.نخندید!
300 دلار یعنی تقریبا 1میلیون تومان
=بعدا جبران میکنیم داداشی.

-رمز شما چیست؟
-**** است.
بعد خرید به سمت ویلای الکس رفتیم.
بعد چند ساعت رسیدیم.
ویلای بزرگی بود که تا به حال روئت نشده بود.

-بچّه ها سفارش دادم که چند تا لوازم و خرت و پرت دخترونه برای شما بیاورند.
-واقعا؟خیلی ممنونم.
-لطف میکنید که تا این حد به من هم فکر میکنید.
الکسا بعد این حرفش جلوتر رفت.
-الکس میدونی که پدر به من اهیمیت میدهد؟

-آره.
-خب ولی یک مدتی باید بایستیم.

-اوهوم.
-و تو خیلی خلی.

-آها . . . چی؟
وسایل ما را آوردند.
داخل ویلا یک عالمه اتاق بود و یکی از بزرگترین ها را برداشتم.

میز توالت بنفش و تخت بنفش را برداشتم.
یک گونی لوازم به من داد.
-همین؟

-چی؟
-همین قدر لوازم داری؟

-کم بود؟
-آره.
 ------------------------------------------------
درست یکماه از آن قضیه میگذشت.
الکسا به پدر زنگ زده بود و طلب بخشش کرده بود.
پدر هم بخشیدش ولی خب باید صبر میکردیم.
امروز روزی بود که باید برمیگشتیم.

-سلام بابایی.
-الکساندرا؟

 ------------------------------------------------
پـــــایان فـــــصل پنجم داســـــتان




دیدگاهها : :)
برچسبها: انتخاب نهایی ، کتابخانه ی باحال من ، بهترین وبلاگ داستانی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 شهریور 1394 09:03 ب.ظ